ادبیات فضایی
مهر (آفتاب) : سلطان فلک
برجیس (مشتری) : قاضی فلک
تیر (عطارد) : دبیرفلک
بهرام (مریخ) : جنگجوی فلک
ناهید (زهره) : خنیاگر و مطرب فلک
کیوان (زحل) : خزینه دار فلک
ماه (قمر) : وزیر فلک
فردوسي :
خداوند کيوان و گردان سپهر
فروزنده ماه و ناهيد ومهر.
که شير ژيان است هنگام رزم
به ناهيد ماند همي روز بزم .
بر او کرده پيدا نشان سپهر
ز کيوان و بهرام و ناهيد و مهر.
پرانديشه شد تا به ايوان رسيد
کلاهش ز شادي به کيوان رسيد.
خروش سواران و اسبان به دشت
ز بهرام و کیوان همی برگذشت
شبي چون شبه روي شسته به قير
نه بهرام پيدا نه کيوان نه تير.
حافظ :
در آسمان نه عجب گر به گفته حافظ
سرود زهره به رقص آورد مسیحا را
زهره سازی خوش نمی سازد مگر عودش بسوخت
کس ندارد ذوق مستی میگساران را چه شد
بیاور می که نتوان شد ز مکر آسمان ایمن
به لعب زهره چنگی و مریخ سلحشورش
ز چنگ زهره شنیدم که صبحدم می گفت
غلام حافظ خوش لهجه خوش آوازم
مسعودسعد :
سماع ناهيد آخر، ز مردمان که شنيد
که خواند او را اخترشناس خنياگر.
نظامي:
يزک داري ز لشکرگاه خورشيد
عنان افکند بر برجيس و ناهيد.
بر داده هر کوکبي شهادت خويش
همچو برجيس بر سعادت خويش