نحس اصغر: مریخ
به همان نسبت كه سعد اكبر و سعد اصغر داشتهایم، میتوان دریافت كه علاوه بر نحس اكبر نحس اصغر هم میباید وجود داشته باشد ، و آن نیست مگر سیارهی مریخ كه نام فارسیاش بهرام و پنجمین سیاره از سیارههای منظومهی شمسی به حساب میآید. این سیاره نیز چون سیارهی زهره و برخی دیگر سیارهای دو وجهی است، یعنی هم علامت نحوست و در عینحال به زعم قدما خداوند جنگ و خونریزی هم بوده است. در اشكال تخیلی قدیم كه از این سیاره رسم شده آن را بهشكل جنگجویی مسلح و با سپر و شمشیر یا تیر و كمان نشان دادهاند. در فرهنگ نفیسی، تألیف مرحوم ناظمالاطباء علی اكبر نفیسی، پیرامون این سیاره آمده است:
«... مریخ، مأخوذ از تازی، چهارمكوكب سیار در عالم شمس، كه بهرام نیز گویند و به اعتقاد بطلمیوس كوكب سیاری است كه در آسمان پنجم واقع شده...» (فرهنگ نفیسی، ج پنجم، ذیل مریخ) و در آنندراج: «مریخ نام ستارهی فلك پنجم از ستارههای نحس و آن را بهرام و جلاد فلك نیز گویند. منجوس و دال بر جنگ و خصومت و گربُزی و ظلم است»
و سرانجام در فرهنگ دهخدا: «مریخ یا بهرام نام سیارهی فلك پنجم است و از ستارههای نحس است و وجه تسمیهی آن به بهرام به خاطر جنگ و خصومت و خونریزی است. لفظ مریخ مأخوذ از كلمهی مرخ است كه نام درختی است كه از چوبش تیر آتشزنه درست میكنند. و چون مریخ در آسمان سرخ رنگ و نورانی است آن را به آتشزنه تشبیه كردهاند كه سرخرنگ است.

اما وجه تسمیهی دیگر آن این است كه میگویند مریخ به معنی تیر بدون پر است. و چون تیر بدون پر هنگام پرتاب به چپ و راست منحرف میشود، آن را به سیارهی مریخ كه در آسمان حركت انتقالیاش به صورت چپ و راست است تشبیه كردهاند. و تشبیه آن به آتش به علت سرخی نور آن است. همچنین این سیاره را صاحب جیش (فرمانده سپاه) شمس نیز نامیدهاند و منجمان این سیاره را بعد از كیوان كه نحس اكبر است، به عنوان نحس اصغر معرفی كردهاند».
علاوه بر دلایل فوق مبنی بر نامیدهشدن این سیاره به مریخ یا بهرام که ذكر شد برخی باورهای دیگر راجع به این سیاره وجود داشته كه از باب نمونه یكی از آنها از فرهنگ اصطلاحات نجومی نقل میگردد:
«علت اینكه مریخ را بهرام نام نهادهاند و آن را خدای جنگ دانستهاند به خاطر این است كه بهرام (وهران و هران) به معنی فاتح و جنگجو و درهمشكننده است. به همین علت این سیاره در تصورات ایرانیان و یونان و روم خدای جنگ محسوب شده و با نام آرس و مارس فرزند ساتورن (زحل) و برادر ژوپیتر یا زئوس یا مشتری نامیده شده است و به خاطر همین نورانیتش است كه منجمان قدیم جسارت و سفاحت و لجاج و دروغ و تهمت و زنا و خیانت را به آن نسبت میدهند و به خاطر همین باورها، احكام و استورههای قدیمی است كه شاعران فارسی از مریخ با عنوانهای مریخ سلحشور، مرغ خونآلود، ترك خنجركش، امیر خطه پنجم یاد كرده و از خشم و سلحشوری او سخن به میان آوردهاند
و اینك نمونههایی از شعرهای فارسی مبنی بر باور داشت این عقاید:
بیاور می كه نتوان شد ز مكر آسمان ایمن به لعب زهرهی چنگی و مریخ سلحشورش «حافظ»
ترك خنجركش كه بر پنجم فلك خنجر كشید روز كین از لشكرت خنجرگذاری بیش نیست «خواجو»
زگال از دود خصمش عود گردد كه مریخ از ذنب مسعود گردد
گلنار چو مریخ و گل زرد چو ماه شمشاد چو زنگار و می لعل چو زنگ «منوچهری»